تمشک اوجی

می نویسم پس هستم

می نویسم پس هستم

آخرین مطالب
پیوندها

۱۳۷ مطلب با موضوع «یکی گفت» ثبت شده است

۰۹:۵۴۰۵
اسفند

🌺وقایع روز پنجم جمادی الأول🌺

🌴امروز: ۵ اسفند ۱۳۹۳🌴



💞ولادت حضرت زینب علیها السلام:💞


 

💧ولادت با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها در مدینه طیبه در سال پنجم یا ششم هجری در این روز واقع شده است. 

⬅عقیله بنی هاشم علیها السلام: ص 5.

⬅ زینب الکبری علیها السلام: ص 17.

⬅ منتخب التواریخ: ص 9594. 

⬅ریاحین الشریعة: ج 3، ص 33



👈اقوال دیگر در ولادت آن حضرت 

⬅ریاحین الشریعة: ج 3، ص 33


👈عبارت است از 

☝5 جمادی الاولی سال 6 هجری، 

☝اوایل شعبان سال 6 هجری‌، 

☝ماه رمضان سال 6 هجری، 

☝دهه آخر ربیع الثانی در سال 5 یا 6 یا 7 هجری



🌹پدر بزرگوار آن حضرت امیر المؤمنین علیه السلام، 

🌹و مادر گرامی‌اش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها است. 


🌹همسر آن حضرت جناب عبدالله بن جعفر ابی طالب علیه السلام، 


🌹و فرزندان آن حضرت، علی، عون، عباس، محمد و ام کلثوم هستند که عون و محمد در کربلا شهید شدند. 



🌹کنیه آن مخدره ‌ام کلثوم، ام عبدالله و ام الحسن است، 

👈ولی کنیه‌های خاص حضرت ام المصائب😔، ام الرزایا و ام النواصب است. 



🌹القاب آن مخدره بسیار است، و از آن جمله: 

عقیله بنی هاشم، عقیلة الطالبین، صدیقه صغری 

(اشاره به مادرش که صدیقه کبری است و پدرش که صدیق اکبر است)

عصمت صغری، ولیة الله، الراضیة بالقدر و القضاء، صابرة البلوی من غیر جزع و لا شکوی😔، امینة الله، عالمة غیر معلمة، فهمة غیر مفهمةمحبوبة المصطفی صلی الله علیه و آله، ثانیة الزهراء سلام الله علیها، الشریفة. 

⬅ریاحین الشریعة: ج 3، ص 48



✅از نسل علی فرزند حضرت زینب سلام الله علیها که معروف به زینبی است فرزندان زیادی به دنیا آمده‌اند، که سیوطی رسابه زینبیه را در باره آنها تألیف کرده است. 

⬅منتخب التواریخ: ص 113. 

⬅تاریخ الخمیس: ج 2، ص 317.

⬅ تذکرة الخواص: ص 4



✅ماجرای ولادت حضرت : 


🌿هنگام ولادت آن حضرت، پیامبر صلی الله علیه و آله در سفر بودند. 

🌿امیر المؤمنین علیه السلام برای نامگذاری این مولود فرمودند: 

☝«بر پیامبر صلی الله علیه و آله سبقت نمی‌گیرم». 

🌿تا آنکه حضرت آمدند و منتظر وحی شدند.


👈 جبرئیل نازل شد و عرض کرد: 

💞خداوند سلام می‌رساند و می‌فرماید:

 «این دختر را زینب نام بگذار، چه اینکه این نام را در لوح محفوظ نوشته‌ایم».😍


 

🍂پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت زینب سلام الله علیها را طلب کرده بوسیدند و فرمودند: 


🍃«وصیت می‌کنم به حاضرین و غائبین که این دختر را به خاطر من پاس بدارید، که همانا وی به خدیجه کبری سلام الله علیها مانند است».


🌻 سکینه و وقار آن حضرت را به خدیجه کبری سلام الله علیها 

🌻و عصمت و حیایش را به فاطمه زهرا سلام الله علیها 

🌻و فصاحت و بلاغتش را به علی مرتضی علیه السلام 

🌻و حلم و بردباریش را به حسن مجتبی علیه السلام

🌻 و شجاعت و قوت قلبش را به حضرت سید الشهداء علیه السلام همانند نموده‌اند. 



✅ابن حجر در اصابة و ابن اثیر در اسد الغابه در حالات آن حضرت نوشته‌اند: 


💧در مجلس یزید لعنت الله علیه حضرت زینب سلام الله علیها کلماتی فرمودند که دلالت بر قوت قلب آن حضرت دارد.



🌺 آن حضرت در کرم و بصیرت و حلم مشهور خاندان بنی هاشم و عرب بوده، و بین جمال و جلال، سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت جمع کرد.


💞 شبها در عبادت بود و روزها روزه و او به اهل تقوی معروف بود .

⬅مجلة الاسلام: شماره 27، محمد غالب شافعی




نسألکم بدعاء...

_____________________________

🚩لیست انتشار🚩


گروه تخصصی:


📚تقویم شیعه📚


عضویت⬅ 09302331454📱

_____________________________

☝نشر این مطلب فقط با نام این گروه و بدون هیچ تغییری در مطالب آن، جایز است...

تمشک اوجی
۲۱:۴۵۰۴
اسفند

💟السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا آیَةَ اللَّهِ‏ الْعُظْمَى



    ⬇💠⬇💠⬇💠⬇💠⬇



-آیا می دانید لقب " آیة الله العظمی" از صفات خاص حضرت علی امیر مؤمنان صلوات الله علیه می باشد و در هیچ یک از کتاب های روایی معتبر شیعه جز برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نیامده


 حتی درباره بقیه ائمه معصومین صلوات الله علیهم هم وارد نشده است.



⬅منابعی که رجوع شده حدود 472 عنوان کتاب می باشد مانند کتاب کافی ، من لایحضره الفقیه و تهذیب و استبصار و بحار الأنوار و وسائل الشیعه و . . . .




       📖✨متن زیارت✨📖


🌷✨زیارة اخرى لأمیر المؤمنین صلوات الله علیه‏:

زَارَ بِهَا الصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی سَابِعَ عَشَرَ رَبِیعٍ الْأَوَّلِ عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ- وَ فِی هَذَا الْیَوْمِ وُلِدَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ- وَ عَلَّمَهَا لِمُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ الثَّقَفِیِّ، قَالَ:

إِذَا أَتَیْتَ مَشْهَدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَاغْتَسِلْ غُسْلَ الزِّیَارَةِ، وَ الْبَسْ أَنْظَفَ ثِیَابِکَ، وَ شَمَّ شَیْئاً مِنَ الطِّیبِ، وَ امْشِ وَ عَلَیْکَ السَّکِینَةَ وَ الْوَقَارَ، فَإِذَا وَصَلْتَ إِلَى بَابِ السَّلَامِ فَاسْتَقْبِلِ الْقِبْلَةَ وَ کَبِّرِ اللَّهَ تَعَالَى ثَلَاثِینَ مَرَّةً وَ قُلِ:

السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَى خِیَرَةِ اللَّهِ

السَّلَامُ عَلَى الْبَشِیرِ النَّذِیرِ السِّرَاجِ الْمُنِیرِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُه

السَّلَامُ عَلَى الطُّهْرِ الطَّاهِرِ

السَّلَامُ عَلَى الْعَلَمِ الزَّاهِر

السَّلَامُ عَلَى الْمَنْصُورِ الْمُؤَیَّدِ

السَّلَامُ عَلَى أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

السَّلَامُ عَلَى أَنْبِیَاءِ اللَّهِ الْمُرْسَلِینَ وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِینَ

السَّلَامُ عَلَى الْمَلَائِکَةِ الْحَافِّینَ بِهَذَا الْحَرَمِ وَ بِهَذَا الضَّرِیحِ اللَّائِذِینَ بِهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ.

ثُمَّ ادْنُ مِنَ الْقَبْرِ وَ قُلِ:

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَصِیَّ الْأَوْصِیَاءِ

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا عِمَادَ الْأَتْقِیَاءِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَلِیَّ الْأَوْلِیَاءِ

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا سَیِّدَ الشُّهَدَاءِ


السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا آیَةَ اللَّهِ‏ الْعُظْمَى‏.✨🌷


      🔶🔹🔶🔹🔶🔹🔶


📚1. بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏97 ؛ ص373

2. المزار (للشهید الاول) ؛ ؛ ص90

3.زاد المعاد - مفتاح الجنان ؛ ؛ ص265

4. المزار الکبیر (لابن المشهدی) ؛ ؛ ص205

5. إقبال الأعمال (ط - القدیمة) ؛ ج‏2 ؛ ص608

تمشک اوجی
۲۰:۲۷۰۴
اسفند
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
تمشک اوجی
۱۶:۵۲۰۲
اسفند

بنام خدا با سلام

 آسید علی آقا قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و شهوت و غضب و زیاده روی خواهش های نفسانی؛ روایت عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان و تلامیذ و مریدان سیروسلوک إلی الله ،تا ان را بنویسند و بدان عمل کنند. یعنی یک دستور اساسی و مهم ، عمل طبق مضمون این روایت بود. باید ان را در جیب خود داشته باشیم و هفته ای یکی، دو بار آن را مطالعه نماییم


یا علی

تمشک اوجی
۱۷:۳۲۲۹
بهمن

عارفی به شاگردانش گفت:

"بر سر دنیا کلاه بگذارید!"

پرسیدند چگونه؟

فرمود: "نان دنیا را بخورید، ولی براى آخرت کار کنید..."

تمشک اوجی
۱۱:۳۵۲۸
بهمن

🌹ﻧﻤﺎﺯ ، ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ

🌼 ﺩﺭ ﺣﺪﻳﺚ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻧﻴﻢ 

ﻛﻪ ﻫﺮ ﻛﺲ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺪﺍﻧﺪ 

ﻣﻘﺎﻡ ﻭ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﻭ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ، ﺑﺒﻴﻨﺪ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﭼﻪ ﻣﻘﺎﻣﻰ ﺩﺍﺭﺩ. 

ﺍﮔﺮ ﺍﺫﺍﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﻧﺰﺩ ﺗﻮ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺑﻮﺩ ، ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺩﺍﺭﻯ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﻭ ﺑﻰ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﻮﺩﻯ ، ﻣﻘﺎﻡ ﻭ ﺍﺭﺯﺷﻰ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﻧﺪﺍﺭﻯ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﺗﺮﺍ ﺍﺯ ﻓﺴﺎﺩ ﻭ ﻓﺤﺸﺎ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺗﺎﺀﺛﻴﺮ ﻭ ﻗﺒﻮﻟﻰ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ. 


🌱برگرفته از کتاب 

یکصد و چهارده نکته در باره نماز

حاج آقا قراءتی

تمشک اوجی
۱۱:۱۸۲۸
بهمن

زنى در نکاح فرزندش !


بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

 


در زمان خلافت عمر، جوانى به نزد او آمد و از مادرش شکایت کرد. و ناله سر مى داد که :

- خدایا! بین من و مادرم حکم کن .

عمر از او پرسید:

- مگر مادرت چه کرده است ؟ چرا درباره او شکایت مى کنى ؟

جوان پاسخ داد: مادرم نه ماه مرا در شکم خود پرورده و دو سال تمام نیز شیر داده . اکنون که بزرگ شده ام و خوب و بد را تشخیص مى دهم ، مراطرد کرده و مى گوید: تو فرزند من نیستى ! حال آنکه او مادر من و من فرزند او هستم .

عمر دستور داد زن را بیاورند. زن که فهمید علت اظهارش چیست ، به همراه چهار برادرش و نیز چهل شاهد در محکمه حاضر شد.

عمر از جوان خواست تا ادعایش را مطرح نماید.

جوان گفته هاى خود را تکرار کرد و قسم یاد کرد که این زن مادر من است . عمر به زن گفت :

- شما در جواب چه مى گویید؟

زن پاسخ داد: خدا را شاهد مى گیرم و به پیغمبر سوگند یاد مى کنم که این پسر را نمى شناسم . او با چنین ادعاى مى خواهد مرا در بین قبیله و خویشاوندانم بى آبرو سازد. من زنى از خاندان قریشم و تا بحال شوهر نکرده ام و هنوز باکره ام .

در چنین حالتى چگونه ممکن است او فرزند من باشد؟

عمر پرسید: آیا شاهد دارى ؟

زن پاسخ داد: اینها همه گواهان و شهود من هستند.

آن چهل نفر شهادت دادند که پسر دروغ مى گوید و نیز گواهى دادند که این زن شوهر نکرده و هنوز هم باکره است .

عمر دستور داد که پسر را زندانى کنند تا درباره شهود تحقیق شود. اگر گواهان راست گفته باشند، پسر به عنوان مفترى مجازات گردد.

ماءموران در حالى که پسر را به سوى زندان مى بردند، با حضرت على علیه السلام برخورد نمودند، پسر فریاد زد:

- یا على ! به دادم برس . زیرا به من ظلم شده و شرح حال خود را بیان کرد. حضرت فرمود: او را نزد عمر برگردانید. چون بازگردانده شد، عمر گفت : من دستور زندان داده بودم . براى چه او را آوردید؟

گفتند: على علیه السلام دستور داد برگردانید و ما از شما مکرر شنیده ایم که با دستور على بن ابى طالب علیه السلام مخالفت نکنید.

در این وقت حضرت على علیه السلام وارد شد و دستور داد مادر جوان را احضار کنند و او را آوردند. آن گاه حضرت به پسر فرمود: ادعاى خود را بیان کن .

جوان دوباره تمام شرح حالش را بیان نمود.

على علیه السلام رو به عمر کرد و گفت :

- آیا مایلى من درباره این دو نفر قضاوت کنم ؟

عمر گفت : سبحان الله ! چگونه مایل نباشم و حال آنکه از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیده ام که فرمود:

- على بن ابى طالب علیه السلام از همه شما داناتر است .

حضرت به زن فرمود: درباره ادعاى خود شاهد دارى ؟

گفت : بلى ! چهل شاهد دارم که همگى حاضرند. در این وقت شاهدان جلو آمدند و مانند دفعهپیش گواهى دادند.

على علیه السلام فرمود: طبق رضاى خداوند حکم مى کنم . همان حکمى که رسول خدا صلى الله علیه و آله به من آموخته است .

سپس به زن فرمود: آیا در کارهاى خود سرپرست و صاحب اختیار دارى ؟

زن پاسخ داد: بلى !

این چهار نفر برادران من هستند و در مورد من اختیار دارند. آن گاه حضرت به برادران زن فرمود:

- آیا درباره خود و خواهرتان به من اجازه و اختیار مى دهید؟

گفتند: بلى ! شما درباره ما صاحب اختیار هستید.

حضرت فرمود: به شهادت خداى بزرگ و شهادت تمامى مردم که در این وقت در مجلس حاضرند. این زن را به عقد ازدواج این پسر درآوردم و به مهریه چهارصد درهم وجه نقد که خود آن را مى پردازم . (البته عقد صورت ظاهرى داشت ).

سپس به قنبر فرمود: سریعا چهارصد درهم حاضر کن .

قنبر چهارصد درهم آورد. حضرت تمام پولها را در دست جوان ریخت . فرمود: این پولها را بگیر و در دامن زنت بریز و دست او را بگیر و ببر و دیگر نزد ما برنگرد مگر آنکه آثار عروسى در تو باشد، یعنى غسل کرده برگردى .

پسر از جاى خود حرکت کرد و پولها را در دامن زن ریخت و گفت :

- برخیز! برویم .

در این هنگام زن فریاد زد: ((النار! النار!)) (آتش ! آتش !)

اى پسر عموى پیغمبر آیا مى خواهى مرا همسر پسرم قرار بدهى ؟!

به خدا قسم ! این جوان فرزند من است . برادرانم مرا به شخصى شوهر دادند که پدرش غلام آزاد شده اى بود این پسر را من از او آورده ام . وقتى بچه بزرگ شد به من گفتند:

- فرزند بودن او را انکار کن و من هم طبق دستور برادرانم چنین عملى را انجام دادم ولى اکنون اعتراف مى کنم که او فرزند من است . دلم از مهر و علاقه او لبریز است .

مادر دست پسر را گرفت و از محکمه بیرون رفتند.

عمر گفت : ((واعمراه ، لو لا على لهلک عمر))

- ((اگر على نبود من هلاک شده بودم)).


📔بحار الانوار ج0⃣4⃣ص6⃣0⃣3⃣

تمشک اوجی
۱۷:۰۴۲۷
بهمن

Lبخون عشق کنید...

چند آیه زیبا : 


گفتم: خدا آخه این همه سختی؟ چرا؟

گفت: «انَّ مع العسر یسرا»

"قطعا به دنبال هر سختی، آسانی است.(انشراح/6)

*

گفتم: واقعا؟!

گفت: «فإنَّ مع العسر یسرا»

حتما به دنبال هر سختی، آسانی است.(انشراح/7)

*

گفتم: خب خسته شدم دیگه...

گفت: «لاتـقـنطوا من رحمة الله»

از رحمت من ناامید نشو.(زمر/53)

*

گفتم: انگار منو فراموش کردی!

گفت:«اذکرونی اذکرکم»

منو یاد کن تا یادت باشم.

*

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟!

گفت: « وَ ما یدریک لَعلَّ السّاعة تکون قریبا»

تو چه می دانی، شاید موعدش نزدیک باشد.(احزاب/63)

«انّی اعلم ما لاتعلمون»

من چیزایی میدونم که شما نمی دونید.(بقره/ 30)

*

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای من کوچک، خیلی دوره! تا اون موقع چی کار کنم؟

گفت: « و اتّبع ما یوحی الیک و اصبر حتی یحکم الله»

حرف هایی که بهت زدمو گوش کن، و صبر کن ببین چی حکم می کنم.

(یونس/ 109)

*

ناخواسته گفتم: الهی و ربّی من لی غیرک (خدایا آخه من غیر تو کیو دارم؟!)

گفت: «الیس الله بکاف عبده»

من هم برای تو کافی ام.(زمر/36)

*

سلام . نگو که دستم بنده   بیخیالی نکن بفرس برای همه دوستان

تمشک اوجی
۱۶:۵۸۲۷
بهمن

وقت نوشیدن چای روضه بگو سلام بر حسین


حضرت آقای سید مهدی موسوی می فرمودند:

منزل پدر همسرم حضرت آیت الله حاج شیخ محمد تقی آملی ( فیلسوف شرق) بودم. ایشان هنگام خوردن چای فرمودند: سلام بر حسین!


از ایشان پرسیدم:


فرموده اند وقت آب خوردن، بر لب تشنه ی اباعبدالله سلام کنید، ولی درباره چای چیزی نشنیده بودیم!


فرمودند:


شهید ثالث، آقا امام حسین علیه السلام را در عالم مکاشفه یا رویای صادقه دیدند، و آقا فرمودند:


از وقتی که چای به مجالس ما آمده، دیگر کسی آب نمی نوشد، یا کم می نوشند؛ پس کم تر به ما سلام می کنند... حتی هنگام خوردن چای هم بر ما سلام کنید...


سماوری که به بزم حسیــن می جوشـد


بخار رحمت آن جُــــرم خلق مــی پــوشد


حدیث باده و تسنیم و سلسبیل کم گوی


بگو حکایت مـستی که چای می نوشــد


(شاعر: حضرت آیت الله سید احمد نجفی)

تمشک اوجی
۱۸:۱۵۲۵
بهمن

🌺یک مناظره خواندنی🌺



✅مأمون پس از آنکه دخترش ام الفضل را به امام جواد علیه السلام تزویج کرد، در یکی از روزها مجلس بزرگی تشکیل یافته بود، خود مأمون و حضرت جواد علیه السلام و یحیی بن اکثم و عده بسیاری از اهل تسنن در آنجا حضور داشتند، یحیی بن اکثم مسأله حساسی را پیش آورد و به امام جواد علیه السلام گفت:


یابن رسول الله! روایت شده است که جبرئیل امین بر پیامبر خدا نازل شده و گفت:


یا محمد! پروردگارت سلام می رساند و می گوید:

من از ابوبکر راضی هستم از ابوبکر سؤال کن ببین آیا او هم از من راضی هست یا نه؟

آیا نظر شما درباره این روایت مشهور چیست و چه می گویید؟



🌿امام جواد علیه السلام فرمود:

من فضیلت ابوبکر را انکار نمی کنم ولی کسی که این خبر را نقل می کند باید خبر دیگری را که رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجة الوداع بیان نمود در نظر داشته باشد که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

کسانی که بر من دروغ می بندند زیاد شده اند و بعد از من نیز زیاد خواهند شد و هر کس عمدا بر من دروغ بندد جایگاه او در آتش خواهد بود. بنابراین هرگاه حدیثی از من نقل شد آن را با کتاب خدا (قرآن) و سنت (دستورات) من مقایسه کنید، هر کدام که موافق کتاب خدا و سنت من بود قبولش کنید.

هر کدام مخالف کتاب خدا و سنت من بود ردش نمایید.



🌹سپس امام جواد علیه السلام فرمود:

این روایت (درباره ابوبکر) موافق کتاب خدا نیست. زیرا خداوند می فرماید:

ما انسان را آفریدیم و از رازهای درون او آگاهیم و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم.

آیا خداوند نمی دانست ابوبکر از او راضی است یا راضی نیست تا آن را به وسیله جبرئیل از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بپرسد؟ این عقلا محال است.


باز یحیی بن اکثم گفت:

روایت کرده اند که ابوبکر و عمر در زمین، همانند جبرئیل و میکائیل در آسمان است. آیا این سخن درست است؟



💧امام جواد علیه السلام فرمود: این خبر نیز محل تأمل است، باید درباره آن دقت نمود، زیر جبرئیل و میکائیل دو ملک مقرب درگاه خداوند هستند، که هرگز گناه نکرده اند و لحظه ای از طاعت پروردگار خارج نشده اند، و حال آنکه ابوبکر و عمر مشرک بودند اگر چه پس از ظهور اسلام مسلمان شدند اما بیشتر عمرشان را در شرک و بت پرستی سپری کرده اند، بنابراین محال است خداوند ابوبکر و عمر را به جبرئیل و میکائیل تشبیه کند! و آنها را با دو ملک مقرب برابر و همسان بداند.


🌴یحیی گفت:

روایت شده است که ابوبکر و عمر، سروران پیران بهشتند. نظر شما در این باره چیست؟ آیا این روایت درست است؟


🌺امام جواد علیه السلام فرمود:

این روایت نیز محال است درست باشد. زیرا بهشتیان همگی جوانند و در میان آنها پیری وجود ندارد (تا ابوبکر و عمر سرور آنان باشد) این خبر را بنی امیه، در مقابل روایتی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله درباره حسن و حسین فرمود: (حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشتند) جعل کرده اند.


🌴یحیی بن اکثم گفت:

روایت شده است که عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است.



🌺امام علیه السلام فرمود:

این خبر نیز از محالات است. زیرا در بهشت فرشتگان مقرب خدا، حضرت آدم و حضرت محمد صلی الله علیه و آله و همه انبیا و فرستادگان حضور دارند، بهشت با نور آنان روشن نمی شود تا با نور عمر روشن گردد. (بهشت تاریک نیست تا نیازی به چراغ داشته باشد، همیشه روشن است.)


🌴یحیی گفت:

روایت شده است سکینه از زبان عمر سخن می گوید.


🌺حضرت فرمود:

من منکر فضل ابوبکر نیستم با اینکه ابوبکر بهتر از عمر بود بالای منبر می گفت:

من شیطانی دارم که گه گاهی بر من مسلط می شود و هر وقت دیدید از راه راست منحرف شدم مرا به راه راست بیاورید.


🌴یحیی گفت:

روایت شده است که پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود:

اگر من پیامبر نمی شدم حتما عمر پیامبر می شد.


🌺امام علیه السلام فرمود:

قرآن کریم از این حدیث، راست تر است، خداوند در قرآن می فرماید: به یاد آور هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم و از تو و نوح...

از این آیه به روشنی معلوم می شود که خداوند از پیغمبران پیمان گرفته است، چگونه ممکن است پیمان خود را تغییر دهد؟ (به جای محمد صلی الله علیه و آله عمر را پیغمبر کند) افزون بر این هیچکدام از پیامبران به قدر یک چشم بر هم زدن به خدا شریک قایل نشده اند. چگونه خداوند کسی را به رسالت مبعوث می کند که بیشترین عمر خود را در شرک و کفر سپری کرده است؟ و نیز پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:

من پیامبر بودم در حالی که آدم میان روح و جسم بود. (آفریده نشده بود.)


🌴یحیی بن اکثم گفت:

روایت شده است که پیغمبر فرمود:

هیچوقت وحی از من قطع نشد مگر اینکه خیال کردم که بر خاندان خطاب (پدر عمر) نازل گشته است. (مقام رسالت از من به آنها منتقل شده است.)


🌺امام جواد علیه السلام فرمود:

این هم محال است، زیرا ممکن نیست پیغمبر در رسالت خود شک کند. خداوند می فرماید:

خداوند از فرشتگان و انسانها پیغمبرانی انتخاب می کند. لذا چگونه ممکن است نبوت از کسی که خدا او را برگزیده، به کسی که به خدا مشرک بوده، منتقل شود (تا پیغمبر در نبوت خود شک و تردید داشته باشد.)


🌴یحیی گفت:

پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است:

اگر عذاب نازل می شد، کسی جز عمر از آن نجات نمی یافت.



🌺امام جواد علیه السلام فرمود:

این هم محال است، زیرا پیغمبر اسلام می فرماید:

خداوند آنان را (ملتی را) عذاب نمی کند مادامی که تو در میان آنها هستی و نیز مادامی که استغفار می کنند خدا عذابشان نمی کند.

در اینجا یحیی بن اکثم کاملا در برابر امام درمانده و ناتوان شد و همه بزرگان اهل سنت آشکارا دیدند که چگونه امام جواد علیه السلام با همه خرد سالی  به پرسشهای قاضی بزرگ شهر بغداد جواب داد و شگفت تر اینکه قاضی از پاسخ به سؤالات امام فرو ماند.

📚منبع:بحارالانوار مرحوم مجلسی

تمشک اوجی